محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
78
تحفه خانى ( فارسى )
رصاصيست و او دلالت بر برودت و رطوبت مىكند و مخالطت سودا نيز و بالجمله هر لون اگر خالص است دلالت بر خلط مناسب آن لون مىكند و صرافت آن خلط و الا اگر خالص نباشد دلالت بر مخالطت و امتزاج اخلاط مىكند بحسب كمال و نقصان در امتزاج و معرفت اين را بسته بحدس صايب طبيب متجربست عند الاستدلال لونيست كه دراز سفيدى و زردى و كبودى محسوس است و هريك را دلالتى بر وجود خلطى از اخلاط هست پس بحسب غلبه هركدام طبيب حكم بران خلط مىكند و احوال اين متغير بسبب معده و كبد و طحال مىشود زيرا كه اگر افعال معدى و كبدى و طحالى بر مجراى طبيعى و صحت جاريست در لون تغيرى نيست و اگر چنانچه آفتى درين متوجه اعضاى مذكوره شده كه ايشان طباخاند و آلت وصول دم صالح كه عروق و آوردهاند درين وصول خادم ايشان و مجراى زهره كه آلت وصول قدرى ازوست بعد از استيفاء خدمت معده است از غذا و پنبه شهوت نذاست كه مجراى آن طريق ما بين طحال و فم معده است و محل ادراك آن فم و معده است كه عضو عصبانيست و سبب آفات در ملمس تغير و فساد در لون مىشود زيرا كه اگر در معده ضعفى حادث شود هضم غذا درو كما ينبغى حاصل نمىشود پس كيلوس نيك حاصل نهشود و كيموس كه آن را ماساريقا طريق مصّ و جذب بجاى كبد مىفرسند ردى باشد و چون كبد را ضعفى طارى نشود فعل او نيز كه طبخ صفاوه و نقاوه كيلوس است و تحصيل كيموس صالح كه قوت مميزه كبدى تميز مائيست از دم مىكند حاصل نشود و اينچنين كيموس غير متميز اگر بعروق و اصل شده باعضا رود هرآئينه موجب عوارض و امراض شود كه از آن لون متغير شود و بر طبيب صايب التدبير مقدمات دليل اين مدعا روشن است و همچنين استدلال از لون چشم بر احوال دماغ و از لون زبان بر احوال مزاج